ابو القاسم سلطانى

316

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

گياه حاوى الكالوئيدهاى سمى مانند بلادن مىباشد كه هنگام گل كردن ميزان آن پائين و موقعى كه ميوه‌ها سبزرنگ مىباشند به حد اكثر مىباشد . خواص درمانى : كم‌كننده بزاق ، عرق و ترشحات معده بوده و آنتىاسپاسموديك مىباشد بخصوص در اسپاسم مجارى گوارشى موثر است در آسم و سياه‌سرفه نيز موثر مىباشد . ريشه آن نيز همان اثرات را دارد ولى بيشتر به‌طور موضعى در رماتيسم ، نورالژى و التهابات مصرف مىشود . گياه در ايران ، هند ، افغانستان و پاكستان رويش دارد به هندى آن را سگ‌انكور ، انگور شفا ، به اردو آن را لفاح و به پارسى شابيزك نوك‌دراز و شابيزك گلستانى مىنامند . محل رويش گياه در ايران بين راه گرگان مشهد جنگل گلستان مىباشد . در بعضى كتابها به صورت سينونيم با Atropa belladonna آمده است . Code - 804 بلادن Atropa belladonna L گياهى است علفى ، پايا به ارتفاع 1 تا 5 / 1 متر از خانواده Solanaceae با ساقه‌اى استوانه‌اى و پوشيده از تار ، برگ‌ها متناوب با دمبرگ كوتاه ، بيضىشكل نوك‌تيز ، گل‌ها درشت ، منفرد ، آويزان به شكل زنگوله كه در تابستان در كنار برگ‌ها ظاهر مىشود . جام گل به رنگ قرمز قهوه‌اى يا مايل به بنفش ، لبه خارجى 5 قسمت كوتاه ، مثلثىشكل نوك‌تيز برگشته به خارج ، ميوه سته به درشتى يك گيلاس در ابتدا سبز بعد به تدريج قرمز و سياه مىشود در داخل آن دانه‌هاى كوچك ، مسطح سياهرنگ وجود دارد . گياه در نواحى مركزى و جنوبى اروپا ، آسيا ، شمال افريقا و شمال امريكا به‌طور وحشى در اماكن مرطوب و سايه‌دار و يا زمينهاى آهكى مىرويد . تاريخچه و كاربرد آن در طب سنتى : نام جنس گياه Atropa از Atropos يونانى گرفته شده كه نام يكى از سه خواهرانى است كه بنا بر عقيده يونانيان قديم مقدورات بشر را در اختيار دارند و اين الهه كسى است كه رشته حيات آدمى را مىتواند با ابزارى برنده قطع نمايد . نام گونه گياه از Bel - lus به معنى زيبا آمده است چه در دوره رنسانس خانمهاى ايتاليائى شيره اين گياه را در چشمان خود مىچكاندند تا مردمك چشم متسع شده و چشمها را بزرگتر جلوه دهد و نام Belladonna از همين رسم آمده است . بعد از مهرگياه بيش از هر گياه ديگرى نام اين گياه با جادو جنبل ، عجين شده است در افسانه‌هاى قديم آمده است كه شيطان اين گياه را كاشته است و قرنها تصور مىشده است كه جادوگران با تطهير بدن با روغنى كه در آن بلادن وجود دارد مىتوانند به حالت پرواز درآيند . قديمىترين كتاب پارسى كه نام و شرح اين گياه آمده كتاب فروغ ناصرى نوشته سلطان الحكماء ( متوفى 1321 هجرى قمرى ) است وى ذيل بلادن مشتق از نام فرانسه ، گياه را شرح داده و در ضمن بحث آن را